غلّه – دانه پرینتر سه بعدی پرینت یک ساختمان

غلّه – دانه: پرینتر سه بعدی پرینت یک ساختمان بزرگترین پرینتر سه بعدی

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

نگار آذربایجانی و سحر صباغ‌سرشت کارگردان و تهیه کننده «فصل نرگس» در میزگردی راجع به انگیزه‌شان از ساخت فیلمی راجع به اهدای عضو و رفتارهایی که با اثرشان شده است

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد/ فیلم تلخ نساختیم

عبارات مهم : زندگی

نگار آذربایجانی و سحر صباغ سرشت کارگردان و تهیه کننده «فصل نرگس» در میزگردی راجع به انگیزه ارزش از ساخت فیلمی راجع به اهدای عضو و رفتارهایی که با اثرشان شده است هست، صحبت کردند.

به گزارش مهر، فیلم سینمایی «فصل نرگس» به کارگردانی نگار آذربایجانی این روزها روی پرده سینما هست؛ فیلمی که با نگاهی انسان دوستانه و امیدبخش به عنوان اهدای عضو می پردازد. هرچند بارها شاهد ساخت آثاری در تلویزیون با همین محوریت بوده ایم ولی این فیلم سرگذشت افرادی را روایت می کند که بعد از دریافت عضو به زندگی ادامه می دهند و در واقع تاثیر اهدا در زندگی آنها دیده می شود؛ افرادی که گویا بعد از دریافت عضو قدر لحظه ها و ثانیه های زندگی را زیاد می فهمند. با این وجود کارگردان و تهیه کننده این اثر از بی توجهی مسئولان نسبت به این فیلم گله مند هستند و بر این باورند که حمایت های مورد نیاز از «فصل نرگس» صورت نگرفته است.

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

با نگار آذربایجانی کارگردان و سحر صباغ سرشت تهیه کننده «فصل نرگس» راجع به این اثر به گفتگو نشستیم که شرح آن را در زیر می خوانید:

*تاکنون چندین بار فیلم هایی با عنوان اهدای عضو ساخت شده است است ولی این آثار همواره پروسه اهدا را نشان داده اند ولی فیلم شما دست روی یک عنوان تازه گذاشته و زندگی افراد را بعد از دریافت عضو نشان داده هست. آیا این عنوان را دستمایه ساخت فیلم قرار دادید؟

نگار آذربایجانی: عنوان اهدای عضو جزو دغدغه های من بود و همواره به آن فکر و حس می کردم که هنوز مورد نیاز است راجع به آن فیلم ساخته شود، چون جهت خیلی ها هنوز پذیرش این امر مساله هست. به خاص جهت خانواده هایی که یکی از عزیزانشان دچار فوت مغزی می شود هنوز رضایت دادن جهت اهدای عضو کار بسیار مشکل است لیکن بیشترِ دلایلی که آنها دارند احساسی و خرافی است بنابراین فکر می کردم مورد نیاز است فیلمی ساخته شود که ما تاثیر اهدای عضو را بر زندگی افرادی ببینیم که عضوی را گرفته اند. البته چیزی که جرقه این عنوان را در ذهن من زد فوت عسل بدیعی و اتفاقی بود که جهت او افتاد به همین علت سراغ ساخت این فیلم رفتم.

نگار آذربایجانی و سحر صباغ‌سرشت کارگردان و تهیه کننده «فصل نرگس» در میزگردی راجع به انگیزه‌شان از ساخت فیلمی راجع به اهدای عضو و رفتارهایی که با اثرشان شده است

چیزی که جرقه این عنوان را در ذهن من زد فوت عسل بدیعی و اتفاقی بود که جهت او افتاد به همین علت سراغ ساخت این فیلم رفتم*آیا در این مسیر سراغ خانواده هایی که اعضای عزیزانشان را اهدا کرده اند یا افرادی که گیرنده عضو بودند، رفتید؟

آذربایجانی: با توجه به اینکه قصد داشتیم گیرنده های عضو را به تصویر بکشیم سراغ خانواده هایی رفتم که عضوی را دریافت کرده بودند. من یک چیز یکسان در بین همه این افراد دیدم و آن این بود که همه آنها مسیری را به سمت فوت طی کرده و می دانستند دیر یا سریع یک عضوشان از بین می رود و به همین علت خود را به فوت نزدیک می دیدند، در نتیجه بعد از دریافت عضو می گفتند انگار دوباره متولد شده است اند و دنیا بینی آنها نسبت به زندگی عوض کردن کرده بود. این افراد خیلی زیاد از آدم های معمولی قدر لحظه ها و ثانیه های زندگی را می دانستند و راجع به زندگی به یک بلوغ و تفکری رسیده بودند؛ چیزی که شاید بقیه آدم ها ندارند.

*فیلم اصلا به ورطه تهییج احساسات بیننده نرفته هست، آیا آگاهانه چنین کاری کردید؟

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

آذربایجانی: ما نمی خواستیم که مخاطب به ورطه احساسات بیفتد و این عنوان کاملاً آگاهانه بود. نشانه ما این بود که بگوییم می شود به فوت جور دیگری نگاه کرد و آن را بخشی از زندگی دانست، نه آخر زندگی. به هر حال فوت یک پدیده اجتناب ناپذیر است و جهت هر کسی اتفاق می افتد. من این شیوه ای را که در سینمای کشور عزیزمان ایران بسیار متداول است و احساسات مخاطب را بر می انگیزد، نمی پسندم. فکر می کنم هیچ دلیلی وجود ندارد هنگامی که ما راجع به یک مساله جدی صحبت می کنیم؛ مساله ای که به خودی خود تلخ است آن را با چاشنی اشک، آه، گریه و سیاهی درآمیزیم و آن را تلخ تر کنیم. هر چند می دانم که بعضی چنین موضوعاتی را دوست دارند ولی ما نمی خواستیم یک فیلم تلخ بسازیم. می خواستیم عنوان اهدای عضور را به شیوه ای مطرح کنیم که آن شیوه از اهمیت عنوان نکاهد و نگاه دیگری داشته باشد، چون فکر می کنم که مباحث تلخ و غم انگیز را می شود جور دیگری نشان داد.

نگار آذربایجانی و سحر صباغ‌سرشت کارگردان و تهیه کننده «فصل نرگس» در میزگردی راجع به انگیزه‌شان از ساخت فیلمی راجع به اهدای عضو و رفتارهایی که با اثرشان شده است

سحر صباغ سرشت: در سینمای کشور عزیزمان ایران اغلب به این ترتیب است که هنگامی که فیلم تمام می شود سینمادار بلافاصله چراغ ها را روشن می کند ولی در ارتباط با «فصل نرگس» به گونه ای است که مخاطب بعد از اتمام فیلم، صندلی را بلافاصله ترک نمی کند در نتیجه سینمادار هم چراغ ها را روشن نمی کند. مردم تحت تاثیر عنوان فیلم قرار می گیرند و یک جریان فکری در ذهنشان بروز و ظهور می کند. در این میان مهمترین تاثیری که زیاد مخاطبان بعد از تماشای فیلم گرفته اند این بوده است که ذهنشان پویاتر شده است و تلنگری به شکل موازی هم بر عقل و هم بر عاطفه ارزش زده شده است است به طوری که زیاد مخاطبان به ما گفته اند که عنوان «فصل نرگس» به گونه ای است که بعد از تماشا، بلافاصله از یادمان نمی رود بلکه تا مدت ها ذهنمان درگیر عنوان و محتوای فیلم بوده است حتی دیدن فیلم جهت بار دوم برایمان به مراتب حظ بیشتری را دارد. به نظر من این یعنی اینکه فیلم «فصل نرگس» کار خود را انجام داده است و منطبق با نشانه گذاری های اولیه اش پیش می رود و به درک و شعور مخاطب هم احترام می گذارد؛ در نتیجه آینده نگری می کنم «فصل نرگس» از آن دسته از فیلم هایی است که در گیشه روند تدریجی ولی رو به رشدی خواهد داشت آیا که فیلم های با محتوا خاصیت هایی دارند که گرچه قدم به قدم ولی حتما راهشان را در ارتباط با مخاطب و گیشه فروش هم پیدا خواهند کرد البته با درک این عنوان که به وقت بیشتری در اکران و نمایش عمومی جهت رسیدن به این نقطه نیاز دارند. این را هم باید اضافه کنم که فیلم در پی آن است که بگوید اگر در زندگی غم وجود دارد خوش حالی هایی هم است و در ناامیدی بسی امید هست. فقط کافی است ارزش روزهای زندگی را بدانیم و راحت از آن عبور نکنیم و به همین ترتیب به تمام ارزش های دیگر زندگی به شکل موازی بپردازیم.

*در «فصل نرگس» همه آدم ها افراد خوبی هستند و تقریبا کاراکتر منفی نداریم و به همین علت ممکن است مخاطب بگوید این فیلم از جامعه من دور است.

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

-آذربایجانی: در این قصه لزومی ندیدیم که آدم های خبیثی طراحی کنیم. به هر حال هر آنچه که از دل بر می آید به دل می نشیند. شاید باور خودم نسبت به افراد این است که آدم ها خبیث نیستند.

صباغ سرشت: نویسنده با نشانه قبلی در پی به تصویر کشدن مسایل قشنگ تری بوده است ولی ما آدم هایی را که باعث آزار دیگران می شود نیز می بینیم. جهت مثال فرزند هایی که به صورت پنهانی از رضا فرجام تصویر می گرفتند یا آن راننده رضا فرجام از این دسته از افراد بود.

* «فصل نرگس» یک اثر خانمانه است و تقریبا همه کارهای مثبت را زنان انجام می دهند. در این باره توضیح می دهید؟

آذربایجانی: پیوند عضو از بدن یک زن به یک مرد کار ریسک پذیری است که علت علمی هم دارد، از همین رو نمی خواستم خودم را وارد یک ماجرای پیچیده پزشکی کنم، ولی در سینمای ما و سینمای دنیا تعداد قهرمانان مرد و فیلم هایی که نگاه مردانه دارند خیلی زیاد از فیلم هایی با محوریت زنان هست. من هیچ موضعی علیه آن ندارم ولی فکر می کنم به عنوان یک فیلمساز زن هنگامی که دنیای زن ها را زیاد می شناسم و این امکان را دارم که قصه ای تعریف کنم بهتر است شخصیت های مهم زن را تعریف و طراحی کنم البته نه به شکل مردستیزانه چون من اصلا نگاه مردستیزانه ندارم. نگاه من به افراد فراجنسیتی است.

صباغ سرشت: به طور کلی خلق کردن قهرمانان زن بسیار سخت است و اگر در «فصل نرگس» این اتفاق افتاده باشد جزو امتیازات فیلم است.

*باتوجه به اینکه «فصل نرگس» عنوان مطلوب وزارت بهداشت و بعضی از شرکت ها و نهادها را به تصویر می کشد آیا تاکنون حمایتی از سوی آنها دریافت کرده اید؟

صباغ سرشت: من به یقین رسیده ام که علی رغم شعارهایی که می شنویم، مسئولیت اجتماعی در برابر فرهنگسازی در جامعه تعریف نشده هست، متاسفانه به همین نسبت تعهدی هم برابر حمایت از فیلم هایی با محتوای فرهنگی وجود ندارد. جهت باز شدن تعریف حمایتی که مدنظرم است به یک نمونه کاملا منصفانه اشاره می کنم؛ فیلم های اجتماعی بامحتوا و هدفمند در جهت ترویج یک فرهنگ در جامعه، سینماها و سانس های نمایش دهنده متناسب خود را جهت موفقیت در مسیر اکران نیاز دارند ولی این اتفاق نمی افتد.

من به یقین رسیده ام که علی رغم شعارهایی که می شنویم، مسئولیت اجتماعی در برابر فرهنگسازی در جامعه تعریف نشده هست، متاسفانه به همین نسبت تعهدی هم در برابر حمایت از فیلم هایی با محتوای فرهنگی وجود نداردشاید مخاطبان فیلم های صرفا سرگرم کننده ساعت ١٣:٠٠ ظهر وسط هفته حتی دورترین سینما را هم جهت تماشای آن گونه از فیلم ها گزینش کنند ولی نه آن سینمای دورافتاده و نه این ساعت از ظهر تابستان اصلا گزینه مناسبی جهت فیلم هایی که به تدریج دیده می شوند، نیستند و این یعنی عملا جهت برنامه اکران فیلمی چون «فصل نرگس» با عنوان اجتماعی همان فرمول و روشی تعریف می شود که جهت فیلم های کمدی صرفا سرگرم کننده در نظر گرفته می شود.

علاوه بر سانس، سینماهای نمایش دهنده فیلم های اجتماعی و مدت وقت و دوره اکران این گونه فیلم ها هم بسیار حایز اهمیت است و آن هم حتما باید جهت ترغیب و تشویق مخاطب به تماشای اینگونه فیلم ها با روش های کاملا متفاوت از گونه های دیگر از فیلم ها اتفاق بیفتد ولی عملا می بینم که همه فیلم ها در یک ظرف با هم قرار می گرند و اتفاقا فیلم های صرفا سرگرم کننده که خودشان راه خودشان را پیدا می کنند زیاد مورد توجه و حمایت قرار می گیرند تا فیلم هایی که خاصیت دارند و بر افکار عمومی یک جامعه تاثیر جدی خواهند داشت.

از طرفی دیگر، با توجه به اینکه تولید فیلم های اجتماعی که به نوعی یک مسئولیت اجتماعی هم محسوب می شود، با تغییراتی که در ذائقه مخاطب صورت گرفته و مردم زیاد دنبال سینمای سرگرم کننده هستند تا فیلم های با محتوا، توجیه اقتصادی ندارند بعد در صورت قایل بودن به دوام تناوب تولیدشان کاملا و مستقیما باید مورد حمایت شرکت های مرتبط با عنوان قرار بگیرند نه اینکه اگر هم کمترین حمایتی هم از آنها شد، نسبت فیلم دولتی به آنها داده شود و یا اگر فیلمی با نیت قلبی خود صاحبان آثار به صورت کاملا مستقل ساخته شد، عنوان سفارشی را به گردنش بیاویزند.

جالب است که بگویم که آن اوایل فکر می کردم ما مشغول ساخت فیلمی هستیم که می توانیم به واسطه آن روی فرهنگ جامعه مان تاثیر به سزایی بگذاریم که با توجه به ارزش محتوا و مضمون فیلم شخصا اشتباه هم فکر نمی کردم ولی آن وقت غافل بودم از این که ترویج یک فرهنگ در جامعه در یک بستر درست امکان پذیر است و ما به عنوان فیلمساز با در اختیار داشتن امکان فیلمسازی یکی از ارکان مورد نیاز و البته موثر این نشانه هستیم که خود آن نیز باید با جریان سازی درست و سازنده در جامعه هدایت شود که این امر صرفا در دستان تهیه کننده نیست و مسئولانی دارد که فعلا در صحنه نیستند بعد عملا نتیجه ایده آل و موثری نخواهد داشت.

لازم به توضیح اینکه، با توجه به ضرورت تولید این گونه از فیلم ها همچون ژانرهای متنوع دیگر با توجه به اینکه توجیه اقتصادی را هم حتما باید در روند تولید فیلم لحاظ کرد بدون محدود کردن کاذب ساختار ذهنی سازندگان این گونه آثار جهت اینکه شکل سفارشی به خود نگیرد و از خلاقیت های حرفه ای بکاهد، شایسته تر است که شرکت های مرتبط با عنوان غیر از جریان حمایتی که به عنوان یک مسئولیت اجتماعی در دوره اکران این گونه فیلم های هدفمند می بایست جهت مجموعه هایشان تعریف کنند، در تولید این آثار هم مهم است که حمایت های اقتصادی موثرتری داشته باشند در غیر این صورت آنچه امروز اتفاق می افتد، آینده خوبی را جهت بقای تولید این گونه فیلم آینده نگری نمی کند.

*و این مشکلاتی که شما اشاره کردید به مرور انگیزه فیلمسازان را جهت ساخت فیلم هایی با مباحث این چنینی از بین می برد.

صباغ سرشت: بله. چنین رفتارهایی البته به صورت کاملا مقطعی باعث دلسردی می شود که به نظر من اساسا نشانه مهم هم باز علی رغم همه شعارهایی که داده می شود دور کردن ما از ورود به تولیدات با محتوا و اتفاقا تشویق جهت تهیه فیلم های بی خاصیت و صرفا سرگرم کننده هست، ولی از آنجایی که من کاملا آگاهانه و با نشانه وارد مسیر تولید این ژانر از فیلمسازی شده است ام و علاقه ای به تهیه فیلم های بی خاصیت ندارم با استراحتی کوتاه آن هم جهت تجدید قوای فکری و جسمی محکم و استوار البته با بهره برداری از روش های نوین در تولید به همین مسیر ادامه خواهم داد. در حال حاضر هم در ارتباط با فیلم «فصل نرگس» مفتخریم که مخاطبانی که وارد سالن می شوند کاملا راضی از سالن بیرون می آیند و با گفتگوهایی که با خیلی از آنها داشته ایم به یقین رسیده ایم که نشانه را درست دنبال کرده و به درک و شعور مخاطب احترام گذاشته و فیلمی را به مخاطب عرضه کرده ایم که بر افکار عمومی، فرهنگ جامعه و ذهن مخاطب موثر است.

از آنجایی که من کاملا آگاهانه وارد مسیر تولید این ژانر از فیلمسازی شده است ام و علاقه ای به تهیه فیلم های بی خاصیت ندارم با استراحتی کوتاه آن هم جهت تجدید قوای فکری و جسمی محکم و استوار به همین مسیر ادامه خواهم دادجالب توجه اینکه شرکت محترم اهدای عضو خود بر این باور است که فیلم سینمایی «فصل نرگس» از جمله موثرترین فیلم های تولید شده است در حوزه سلامت با موضوعیت اهدای عضو است تا جایی که دکتر ایازی معاون اجتماعی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی لقب «فیلم پاک» را به «فصل نرگس» بخشید.

من به یقین رسیده ام که نشانه گذاری کلی به سمت و سوی فرهنگسازی در جامعه پیش نمی رود در این صورت به فیلم های اجتماعی با محتوا و موثر در ترویج یک فرهنگ در جامعه هم توجهی نمی شود و اگر موانعی سر راه به وجود نیاید، حمایتی هم صورت نمی پذیرد.

ما از همان ابتدا روی پای خودمان ایستاده ایم و به خدا توکل کرده ایم، تبلیغاتی هم که جهت فیلم انجام داده ایم باز در جهت حمایت از فرهنگ انسان دوستانه و خداپسندانه اهدای عضو سمت و سو داده شد و از آن جمله به ویدیوهای دعوت به پویش اهدای عضو، می توان اشاره کرد که در شبکه های مجازی پخش شد و حتی از مردم هم جهت شرکت در این پویش دعوت کردیم.

از سوی دیگر جهت دسترسی مستقیم و سهل الوصول مردم به دریافت کارت اهدای عضو، غرفه هایی را در سینماهای نمایش دهنده فیلم به صورت چرخشی فعال کرده ایم که بسیار هم مورد توجه و استقبال واقع شده است هست. اجرای این ایده های طراحی شده است به وضوح ثابت کرد که فیلم «فصل نرگس» چنین قابلیتی دارد و و در ترویج فرهنگ اهدای عضو در جامعه بسیار موثر هست، هر چند شاید ارزش های فیلم آن طور که باید و شاید تا امروز مورد توجه واقع نشده ولی وقت روشنگر خیلی چیزها است.

آذربایجانی: گله مهم من از کسانی است که در این میان شیطنت می کنند و من از کارشان تعجب می کنم. جهت مثال در روز دوم اکران خبری با تیتر «آغاز ناامیدکننده فیلم های تازه اکران شده» زدند که در کنار آن خبر تیزر «فصل نرگس» بود. این واکنش‌ها جهت من عجیب بود. این دوستان بیش از هر کسی اطلاع دارند که فضای اکران چنین فیلم هایی چگونه است بعد آیا چنین رفتاری می کنند؟ آیا در روزهای اول و دوم فیلم را به عنوان یک اثر نفروش معرفی می کنند؟ من این رفتارها را درک نمی کنم! نمی دانم سهل انگاری است یا خصومتی با فیلم یا عوامل آن دارند.

چرا در روزهای اول و دوم فیلم را به عنوان یک اثر نفروش معرفی می کنند؟ من این رفتارها را درک نمی کنم! نمی دانم سهل انگاری است یا خصومتی با فیلم یا عوامل آن دارنداین در حالی است که در اکران های این فیلم متوجه شدم مردم ارتباط خوبی با آن برقرار می کنند. با این وجود حمایتی نمی شود. افرادی که فیلم را دیده اند به من خبر می دهند که فیلم را دوست داشتند. خیلی از آنها تصویر کارت اهدای عضو خود را جهت من می فرستند به همین علت رفتارهای شرکت و نهادها من را گیج می کند. به این فکر می کنم که آیا ما نباید فیلم هایی از این جنس بسازیم یا اینکه این را بپذیریم که تعداد زیادی از افراد جامعه دیگر علاقه ای به مسایل مثبت ندارند؟ خودم هم جواب این پرسش ها را نمی دانم. بیشترین چیزی که مرا آزار داد واکنش‌ها ناعادلانه و زرد رسانه ای بعضی بود که با یک سری القاب و عنوان ها به فیلم برچسب می زنند.

صباغ سرشت: حرفی که نگار می زند به مدیریت کلان برمی گردد. جالب است که بگویم منِ تهیه کننده بیش از اینکه بابت تولید فیلم با محتوا و ارزشمند مورد توجه قرار بگیرم زیاد مورد تشویق بابت تولید فیلم های سرگرم کننده صرف هستم حتی اگر خاصیتی نداشته باشد. حتی به من می گویند در صورت ساخت چنین آثاری در تولید و هم در اکران مورد حمایت هم قرار خواهم گرفت.

در آخر می خواهم این را بگویم که همه فیلم هایی که تاکنون در حوزه اهدای عضو ساخته شده است اند مستقیما به عنوان پیوند پرداخته اند ولی این فیلم تاثیرگذاری اهدای عضو را در بقای تناوب حیات بشر با رویکردی مفرح و امیدبخش نشان می دهد که در همین محدوده زمانی کوتاه اکران ثابت شد که تا چه حد در ترویج فرهنگی که هر چقدر هم راجع به آن فیلم ساخته شود باز هم کم است موثر بوده است.

مهمترین دلگیری من این است که چقدر بد و تلخ که ما ارزش بعضی از مباحث را خیلی بعدتر و دیرتر از هنگامی که که باید، می فهمیم.

واژه های کلیدی: زندگی | مخاطب | اهدای عضو | اهدای عضو | اکران فیلم | تهیه کننده | فیلم های تازه اکران شده | اخبار فرهنگی و هنری

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

فیلم تلخ نساختیم ، فوت عسل بدیعی جرقه ساخت «فصل نرگس» شد

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz